تمام چند سال و اندی عمرم ب کنار.......

من فقط.....

ب اندازه همان صدم های ثانیه ای ک....

درهوای عطر آغوشت نفس کشیدم.....

زندگی کردم.........................................


/ 80 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

دیگر هیچ پلی نیس میان من و نوشته هایت...نزدیکتر نیا!!! کارگران مشغول کارند... پل در دست تخریب است!!! من و تو دو خط موازی میمانیم... برو و دل بسپار به دروغ های عابری که فقط تا انتهای مسیرش با توست!!! کاش حرفم را بفهمی کاش.... [افسوس][افسوس][افسوس][افسوس][افسوس][افسوس][افسوس]

سارا

روزهای بــــــــارانی را خیــــــــلی دوست دارم معلــــــــوم نمی شود منتظر تاکسی هسی یا آواره خیابان ها روی گونه ات اشک هست! یا قطره های باران.... [افسوس][افسوس][گریه]

سارا

نوشت "قم حا " همه به او خندیدند.... گفت:به "غم هایم" نخندید که هر جور نوشته شود درد دارد... از ته به سر بخوان... تا من آن روزها را بشناسی[دلشکسته]

زهــــــــــــــرا

سلـــــام رفیق جون جـونم... من اپـم... بیـا بدوبدو...!!!! جون من کمتر از 2 تا نظر نذار...[خونسرد][زبان][لبخند]

elnaz

[قلب] likeeeeeeeeeeeeeeeeeee

چشمها این زبان خاموش عشق...

مغرور خود شیفته نیستم... ولی یاد گرفتم تو زندگیم منت احدی رو نکشم... خدا حافظ تو فرهنگ لغات من جوابش یک کلمه است... بسلامت...

سارا

حافظـه ی آدم هـای غمـگـیـن قـویــسـت!!! مـی دانَــنـد کـُـجـای کـُـدام خـیـابـان آن روز " مـُــــردنـد" [گریه][گریه][گریه][گریه]

سارا

چقدرخنده دار است...! شناسنامه ام رامی گویم... امروز نگاهش میکردم، صفحه وفاتش سفیداست... با این که روزهاست برای خیلی ها مرده ام...! [دلشکسته][دلشکسته]

sajedeh

دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند، اما هيچكس فكر نكرد كه من شايد يك گل كاشته باشم... به منم سر بزنی خوشحال میشم منتظرتم..عزیزم

چشمها این زبان خاموش عشق...

درود بر رفیقانی که دعا دارند ادعا ندارند نیایش دارند نمایش ندارند حیا دارند ریا ندارند رسم دارند اسم ندارند