طناب را به گردنم انداختند،گفتند:آخرین آرزویت را بگو؟

گفتم:دیدن عشقم.

گفتند:خسته است،تاصبح برایت طناب بافته....


/ 122 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخمل عقده ای

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند. دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست..

امپراطور

در زندگی به هیچ کس خیانت نکردم... جز به خودم! امید به دست آوردن تو، خیانت به دلم بود!! سلام خوبی؟ منم به روزم و منتظر نظرات پرمهرت[گل]

علی فلسفی

سلام.من اومدم. آسمان گفت که امشب ، شب توست سرخی صورت گل ، از تب توست آنچه تا عشق مرا بالا برد بوسه گاهیست که نامش لب توست . . .

طاها

سلام خوبی وب عالی داری ممنون میشم به من هم یه سر بزنی اگه برای تبادل لینک موافقی خبرم کن[گل]

امیر

طناب را او بافت ولی قلاب را خودت به او هدیه داده بودی.

love

ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

سارا

هیچی مثله داشتنِ یه دوستِ خوب نیست انقد حال میده به دوست داشته باشی کــــــــــــــــــــــــه باهاش بری خرید!!! بری کافی شاپ!!! مردم آزاری کنی! رنگ لباس سِت کنید با هم! در موردِ رنگ لاکـــا و رژ لباتون نظر بدید..!!! بزنید تو سر و کله هم ^__^ آب بپاشین رو هم دیگـه! از شب تا 5 صبح باهاش اس ام اس بازی کنی!!!! یه خط جدید بگیری و با هم بقیه دوستاتونو سر کار بذارید :))) و کلـــــــــــــــــــــــــــی کارای دیگــــــــه وآیــــــــــــــــــــــــــــــ کـه چه حالی میده (گـــوره بابایِ عشـــــــــــــــــــــــــــق)[بغل][بغل][بغل]

elnaz

[گل]قشنگ بود بهم سر بزن دوستم

محمدرضا

سلام سارا وبلاگ بسیار زیبایی داری ب منم سر یزن خوشحال میشم